باز جغرافيدان ديگري به نام ابن جُبير بلنسي از سفر خويش به شرق در 1183 ـ 1185، گزارش گرانبهايي نوشت، كه يكي از بهترين آثار عربي در نوع خويش است.
2. مسلمانان شرقي. در حالي كه اسپانيا سه جغرافيدان برجسته تربيت كرد، سهم قلمرو شرقي اسلام نسبتاً ناچيز بود. محمد بن طوسي كتابي در عجايب المخلوقات به فارسي نوشت. ايراني ديگري به نام هروي ــ كه بهعربي مينوشت موٴلف كتابي براي راهنمايي زايران بود، و در آن نهفقط از شام و مصر، بلكه از امپراتوري بيزانس، بينالنهرين، هند، عربستان، مغرب و زنگبار گفتگو شده بود. جالبترين مطلب راجع به او اين است كه بيش از يك بار با مسيحيان در تماس بود. هنگام ديدارش از بيتالمقدس در 1173، بيتالمقدس در دست مسيحيان بود؛ از اين گذشته او در قسطنطنيه به حضور مانوئل كومنني بار يافته بود. هروي و ادريسي نمونههايي از ارتباط ميان اسلام و مسيحيتاند؛ اين ارتباط در اسلام، دستكم در خارج از اسپانيا، تازگي داشت و پيش از آن مسلمانان فقط مسيحياني را ميشناختند كه اجازه داده بودند در ميانشان زندگي كنند. اين وضع تدريجاً داشت عوض ميشد.
3. يهود. بنيامين تودلايي، بزرگترين سياح يهودي قرون وسطا، تا بدين سوي بغداد آمد، و برخي اقامتگاههاي يهوديان را در جنوب اروپا، خاور نزديك و مصر بازديد كرد. گزارش سفرهاي او نخستين اثر مهم عبري در اين زمينه بود. اين اثر از گرانبهاترين مآخذ ما براي درك فرهنگ آن عصر است.
پتاحياي راتيسبوني هم در امتداد مسير جنوبيتري، يعني از ارمنستان و روسيه، به خاور نزديك سفر كرد. گزارش او ارزشي كمتر از گزارش بنيامين دارد، ولي شامل اطلاعات منحصر بهفردي ــ از قبيل تاتارهاي روسيه و مدرسهٴ عالي يهوديان بغداد است.
زاير ديگري به نام يعقوب بن ناتانيل اهميت خيلي كمتري دارد، و ارزش كارش براثر مسلم نبودن زمان او باز هم كمتر ميشود؛ ممكن است او مدتي بعد برآمده باشد. بالاخره ابنجامع پزشك مصري توصيف اسكندريه و آبوهواي آن را نوشت.
4. بيزانس. يوآنس فوكاس سرباز كرتي، كه در 1185، از بيتالمقدس ديدار كرد، توصيف راه انطاكيه به بيتالمقدس را نوشت. گزارش او از فلسطين با يك استثنا قديميترين گزارش بيزانسي است.
اوستاتيوس اسقف سالونيك بر منظومهٴ جغرافيايي ديونوسيوس راهنما شرحي نوشت.
5. لاتين. پيش از گفتگو از جغرافيدانان لاتيني، بهتر است از شخصيتي كاملاً اساطيري سخن بگويم كه تا پايان سدهٴ پانزدهم، بر همهٴ سياحان تأثيري واقعي و عميق اعمال كرد. گمان ميرفت يوحناي عابد پادشاه نيرومندي است كه در آسياي مركزي، يا هند، يا بعدها، در حبشه زندگي ميكند. نهفقط ماجراجويان مشتاق رسيدن به دربار افسانهاي اين سلطان بودند، بلكه پاپها و